خرید بک لینک

دلم گرفته ای عزیز
به او نه،به خودم گفتم
دلم گرفته
دلم عجیب گرفته
دلم به مانند واژه های سهراب
به نگاه با تو بودن گرفته
دلم از وسعتِ زمین و زمان نه
از وسعتِ تنهاییم گرفته
به او نه،به خودم گفتم
خیالِ باریدن نداری؟
کویر اگر با بارشِ تو معنا نیابد
نگاهِ بی رحمِ زمین را می یابد
در امتدادِ بارشِ تو ایستاده ام
باز هم آهسته می آیی
به او نه،به خودم گفتم
ببار
به سرمای تنم ببار
که هوای حوصله بارانیست
ببار
که دلم از این ابرها هم گرفتنیست
ببار
اگر گم کرده صدای زمان کلماتم را
اگر گرفته بوی بیرنگی صدایم را
من از تکرارِ بی رنگی ها
من از بن بستِ صداها
نمی ترسم
که بغضِ همیشگیم
تو را فریادها خواهد کرد
به تو نه،به خودم گفتم
تو نیستی تا با تو بگویم
تو نیستی
اما
هنوزم برایم نرفته ای

برچسب: نویسنده: شیدا خوشنام تاريخ: شنبه 3 دی 1401 ساعت: 12:02

صفحه بندی